با افزایش جمعیت شهری، بحران مسکن و تغییرات اقلیمی، معماری امروز با پرسش‌هایی بنیادین مواجه است: چگونه می‌توان با بودجه محدود، فضاهایی انسانی، پایدار و مقاوم در برابر بحران‌ها ایجاد کرد؟ پاسخ الخاندرو آراونا، معمار شیلیایی و برنده جایزه پریتزکر ۲۰۱۶، ایجاد معماری مشارکتی و کارآمد است؛ رویکردی که پروژه‌های او را از مرز زیبایی‌شناسی فراتر می‌برد و آن‌ها را به ابزارهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل می‌کند.

آراونا نه‌تنها با پروژه‌های مسکن اجتماعی در شیلی و آمریکای لاتین شهرت یافت، بلکه در بازسازی شهرها پس از بلایای طبیعی و مدیریت دوسالانه معماری ونیز نیز نقش مهمی ایفا کرد. او معماری را «خط مقدم» مواجهه با بحران‌های شهری می‌داند؛ جایی که طراحی، اقتصاد، سیاست و جامعه به هم می‌رسند.

پروژه «نصف‌خانه خوب»؛ ابتکار در اقتصاد مسکن

در سال ۲۰۰۳، تیم معماری «المنتال» به رهبری آراونا مامور شد ۱۰۰ خانواده کم‌درآمد در شهر ایکوئیکه را اسکان دهد. بودجه دولتی تنها ۷۵۰۰ دلار برای هر خانواده، شامل هزینه زمین و ساخت بود؛ رقمی که حتی برای حداقل استانداردهای مسکن کافی به نظر نمی‌رسید.

راه‌حل آراونا ساده اما انقلابی بود: به‌جای ساخت خانه‌های کوچک و بی‌کیفیت، «نصف‌خانه خوب» بسازیم. این خانه‌ها شامل سازه اصلی، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و سقف بودند، اما بخش‌های دیگر را خود خانواده‌ها می‌توانستند با توجه به نیاز و توان مالی‌شان تکمیل کنند.

این مدل نه‌تنها بهینه‌سازی زمین و منابع را امکان‌پذیر کرد، بلکه به ساکنان فرصت داد هویت و خلاقیت خود را در خانه‌هایشان اعمال کنند. در مدت کوتاهی، نماهای رنگارنگ و طرح‌های متنوعی توسط خود ساکنان شکل گرفت و محله‌ای پویا و زنده به‌وجود آمد؛ الگویی که بعدها در پروژه‌های دیگر در شیلی و مکزیک نیز اجرا شد و ارزش املاک را تا پنج برابر افزایش داد.

فلسفه طراحی: از اسم‌ها تا فعل‌ها

آراونا معتقد است: «معماران اسم‌ها را طراحی می‌کنند؛ دیوار، پنجره، سقف. اما این اسم‌ها از دل فعل‌ها می‌آیند: نگاه‌کردن، ملاقات‌کردن، خوردن. باید هم اسم‌ها و هم فعل‌ها را دید.» این دیدگاه نشان می‌دهد که معماری برای او فقط ساخت فضا نیست، بلکه ابزاری برای توانمندسازی و خروج از فقر است.

او در مراسم دریافت جایزه پریتزکر در سازمان ملل هشدار داد: «با سرعت فعلی رشد شهرها، هر هفته باید شهری با ظرفیت یک میلیون نفر و بودجه ۱۰ هزار دلار برای هر خانواده بسازیم. اگر این معادله حل نشود، مردم به شهرها خواهند آمد، اما در شرایطی غیرانسانی زندگی خواهند کرد.»

دوسالانه معماری ونیز ۲۰۱۶؛ معماری در خط مقدم

آراونا در مقام مدیر دوسالانه معماری ونیز ۲۰۱۶ با عنوان «گزارش از خط مقدم» تلاش کرد مرزهای معماری را بازتعریف کند. او معتقد بود معماری باید همزمان به نیازهای اولیه انسانی و آرزوهای فرهنگی و اجتماعی پاسخ دهد. از نگاه او، معماری جایی میان تضمین استانداردهای زندگی، احترام به فرد و منافع جمعی و گسترش مرزهای تمدن قرار دارد.

نقدها و دیدگاه‌های متفاوت

باوجود تحسین جهانی، برخی کارشناسان معتقدند پروژه‌های آراونا بیش از آنکه بحران مسکن را حل کنند، الهام‌بخش و نمادین‌اند. دیوید سندرسون، استاد دانشگاه نیو ساوت‌ولز، با اشاره به تجربه ۲۵ ساله خود در سازمان‌های مردم‌نهاد هشدار می‌دهد که معماری نباید فقط «زیبا و رسانه‌ای» باشد، بلکه باید بر فرآیند، اقتصاد و سیاست تمرکز کند.

بااین‌حال، حتی منتقدان نیز اذعان دارند که مدل «نصف‌خانه خوب» با مشارکت مردمی و انعطاف‌پذیری‌اش، زاویه دیدی تازه در معماری اجتماعی ایجاد کرده و معماران را از محصول‌گرایی صرف به سمت فرآیندهای پایدارتر سوق داده است.

بازسازی کنستیتوسیون؛ هم‌افزایی میان دولت، مردم و متخصصان

پس از زلزله و سونامی ۲۰۱۰ در شیلی، آراونا و تیم المنتال مامور بازسازی شهر کنستیتوسیون شدند. رویکرد آن‌ها فراتر از ساخت‌وساز صرف بود؛ آن‌ها با مردم محلی، دولت و شرکت‌ها همکاری کردند تا منابع و بودجه‌ها را یکپارچه کنند.

به‌جای ساخت دیوارهای بتنی سنگین، ایجاد جنگلی برای کاهش اثرات سیل و سونامی پیشنهاد شد؛ راه‌حلی طبیعی که علاوه بر حفاظت، فضاهای عمومی جدیدی نیز ایجاد کرد. همچنین، گرمای مازاد کارخانه کاغذسازی شهر برای تامین انرژی ساختمان‌های عمومی استفاده شد؛ نمونه‌ای از هم‌افزایی میان صنعت، معماری و محیط‌زیست.

پابلو آلارد، هماهنگ‌کننده ملی بازسازی، این رویکرد را «ایجاد پل‌های اعتماد میان شهروندان، دولت و بخش خصوصی» توصیف کرد و آن را الگویی برای شهرهای دیگر دانست.

جایزه پریتزکر و آینده معماری اجتماعی

اعطای جایزه پریتزکر ۲۰۱۶ به آراونا نقطه عطفی در تاریخ این جایزه بود. درحالی‌که پیش‌تر اغلب معماران شناخته‌شده برای آثار نمادین و فرهنگی‌شان برگزیده می‌شدند، این‌بار معماری اجتماعی و مشارکتی در مرکز توجه قرار گرفت.

هرچند برخی این انتخاب را بیش از حد زودهنگام و نمادین دانستند، اما معتقد بودند اگر مدل‌های مشارکتی آراونا در پروژه‌هایی مانند بازسازی کنستیتوسیون موفق شوند، می‌توانند الگویی حیاتی برای شهرهایی باشند که با رشد سریع جمعیت و بحران‌های اقلیمی مواجه‌اند.

بازسازی کنستیتوسیون؛ تاییدی بر موفقیت مدل مشارکتی

امروز، نه سال پس از آغاز پروژه بازسازی کنستیتوسیون، گزارش‌ها و تحلیل‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که مدل مشارکتی الخاندرو آراونا به موفقیت چشمگیری دست یافته است. اجرای طرح‌های پیشنهادی مانند ایجاد جنگل حفاظتی در برابر سونامی، بهبود فضاهای عمومی و استفاده خلاقانه از منابع محلی، نه‌تنها تاب‌آوری شهر را افزایش داده بلکه کیفیت زندگی ساکنان را نیز بهبود بخشیده است.

این پروژه با جلب اعتماد مردم، دولت و بخش خصوصی، الگویی نوین برای بازسازی پایدار شهری ارائه داد و جوایزی همچون جایزه Holcim را به‌دست آورد. بسیاری از پژوهش‌ها آن را نمونه‌ای موفق از معماری مشارکتی می‌دانند که می‌تواند در مواجهه با بحران‌های زیست‌محیطی و شهری در مقیاس جهانی الهام‌بخش باشد.

معماری به‌عنوان ابزار توانمندسازی

الخاندرو آراونا نشان داده است که معماری می‌تواند فراتر از زیبایی‌شناسی، به ابزاری برای توسعه اجتماعی، تاب‌آوری در برابر بحران‌ها و ایجاد فضاهای انسانی بدل شود. پروژه‌های او با ترکیب طراحی هوشمندانه، مشارکت مردمی و مدیریت منابع، الگویی نوین برای معماری قرن بیست‌ویکم ارائه می‌دهند؛ الگویی که نه‌تنها شهرها را می‌سازد، بلکه آینده‌ای پایدارتر و انسانی‌تر را نوید می‌دهد.

مقاله مرتبط:

از شیلی تا ایران: چگونه یک اتاق کوچک به محله‌ای پایدار تبدیل می‌شود؟

source

توسط chidanet.ir